آنگاه که نیلوفرهای برکه ی وفا پرپر شدند و گلبرگ های عهد تو خشکید، یاس های وحشی لبخند تلخی زدند و تو مرا از یاد بردی.
آنگاه که ابرها، اشک هایشان را نثار آدمیان کردند تا بذر محبت جوانه بزند، زیر چتر سیاه خود پنهان شدی و مرا از یاد بردی.
دیگر به فلک شکایتی نخواهم کرد. بر لب همان برکه ی طلایی که روزی نیلوفرهای عشق در آن می روییدند خواهم رفت و خواهم گفت:(( من نیز تو را از یاد خواهم برد)).
نوشته شده توسط طاهره در جمعه بیستم آذر 1388 ساعت 17:6 موضوع | لينک ثابت
در این سال ها که آمدند و رفتند،این فصل ها که آمدند و رفتند،این ماه ها، این هفته ها، این روزها، این ساعات که آمدند و رفتند بی تو و در انتظار تو جز امید وصالت هیچ چیز بر این دل سوخته ام مرهمی ننهاد و مرا آرام نکرد که هر لحظه اش با یاد تو بود و قلبم با هر تپش، یاد تو را در شریان هایم جاری می ساخت. اینک که آمده ای؛اما نه آن سوار بر اسب سفید آرزوهای من آمده است و نه قهرمان قصه های رویاهایم. اینک که آمده ای مجنون نیستی، اما من سالها لیلی ات بودم. کوه نکندی اما سال ها شیرینت بودم. اینک که آغاز بی وفایی هاست. قصه های عشق بر عکس شده و این بار لیلی است که می سوزد در فراق مجنون...
نوشته شده توسط طاهره در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 11:35 موضوع | لينک ثابت
دوستت دارم...
نمی خواهم دوباره با یادت زندگی کنم. تو اول قلبم را همچون گنجشکی به تپش درآوردی و در پایان با شکستن قلبم مرا به فراموشی سپردی. چه بگویم از این دل شکسته ام که نمی تواند دوریت را تحمل کند. تویی که قلبت مانند یک تکه سنگ است. چگونه به تو بفهمانم که دوستت دارم...
نوشته شده توسط طاهره در جمعه ششم آذر 1388 ساعت 13:16 موضوع | لينک ثابت
دوست دارم در بهاران
در یکی از روزهای ابر و بارانی بمیرم
آسمان تک قطره های اشک بر خاکم ببارد
بلبل خوشخوان به سوگ روز مرگم آخرین آواز را خواند
شقایق های وحشی روی گورم را بپوشاند
به روی سگ قبرم هیچ ننویسند نامی جز کلام عشق
و هرگز بیدلی بر تربتم اشکی نیفشاند
که شاید در بهاران دگر از خاک سردم
لاله ی گلگون برون آید
نوشته شده توسط طاهره در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 11:10 موضوع | لينک ثابت
روزی می آیم، از تنهایی گریخته. فراری از روزهای تکراری، با کوله باری از عشق و امید. برای با تو بودن می آیم و امیدوارم بعد از این همه تنهایی و بی کسی آغوشت، جایگاهم و شانه هایت، محرم هق هق گریه هایم و کلامت، سنگ صبور روزهای پیشینم باشد. روزی که دگر هیچ اثری از دیروز به چشم نخورد. روزی که فرداهای خوبی پیش رویم باشد روزی می آیم... 
نوشته شده توسط طاهره در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 12:51 موضوع | لينک ثابت
و حال که پنجره ی دیدگانم را به بغض ترکیده آسمان می گشایم و به آرزوهای محال می اندیشم دیگر هیچ کس سراغ پرنده ی تنها را نمی گیرد، ولی دیگر از برگ و باد و خزان و حرفهای دیگران هراسی ندارم و باز هم می گویم خدایا در این دنیا که قلبها از آهن و سنگ اند و بی خبر از عاطفه مرا به حال خود وامگذار و به فریادم برس!
نوشته شده توسط طاهره در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ساعت 14:44 موضوع | لينک ثابت
مگو هرگز خداحافظ
چو رفتی از برم
ای جان، مگو هرگز خداحافظ
من این امید را دارم
بزودی بازگردی تو
اگر روزی تو برگردی
به پایت جان فدا سازم
به راهت، گل بیفشانم
به گوشت، نغمه های مهر را خوانم
من این تاریخ را بر سایه های ابر بنویسم
من این امید را بر بالهای باد بنشانم
مگیر از من امیدم را
مگو هرگز خداحافظ، مگو هرگز خداحافظ
نوشته شده توسط طاهره در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت 11:5 موضوع | لينک ثابت
در لحظه وداع من و تو، گویی زمان نبود، هرگز جهان نبود، ماه و ستاره، خورشید مرده بود، می خواستم که باز بمانم کنار تو، امکان آن نبود، می خواستم پا بکشم از دیار تو، تاب و توانی نبود، چشمی نبود که تو را سیر ببینمت، دستی نبود تا که کشم بر سر و برت، اشکم نمی چکید که آرامشم دهد، قلبم نمی تپید بدانم که زنده ام! آن لحظه خواستم که بجویم پناهگاه، فریاد و آه و ناله برآرم، خدا، خدا. آن دم، گویی خدا نبود. او رخ نهفته بود تا که ببیند وداع ما، او رخ نهفته بود که بر لحظه ی وداع، شاید به گوش نشنود آه و فغان ما، در لحظه ی وداع من و تو، گویی زمان نبود،هرگز جهان نبود، آن دم گویی خدا نبود.
نوشته شده توسط طاهره در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 ساعت 22:22 موضوع | لينک ثابت
این چند تا عکس ر
و
تقدیم شما دوستای گل و مهربونم میکنم.
نوشته شده توسط طاهره در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 ساعت 21:13 موضوع | لينک ثابت
پرستوی مسافر من، آن پاییز غم انگیز رخت سفر بربست، گفت فصل رویش جوانه های عشق به سراغم می آید. گفت خبر آمدنم را از دل نسیم بهاری، از قاصدکهای شاد و خندان خواهی شنید و من صبوری نگاهم را برای جاری نکردن اشکهایم در هنگام وداعش ستودم.
نوشته شده توسط طاهره در جمعه بیستم شهریور 1388 ساعت 13:26 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

کاش تنهایی من
شاخه گلی بود
که هنگام وداع
به تو می بخشیدم
فهرست اصلي
دوستان
باحال ترین و جذاب ترین وبلاگ(سوگل و مریم جون)
من و مامان و بابا از تهران تا کبک(آوا جونم)
نارنجی(سوشای گل)
روزگار جوانی(کیانا جون)
پرواز عاشقانه(هیوا و المیرای عزیز)
عشق من سعید(نگار گل)
عشق گمشده(مهدی جون)
دو عاشق(المیراااااا جون)
عشق محبت دوستی(عزیز جون)
بهشت گمشده(دختر ایرونی-پسر ایرونی عزیز)
پر بازدیدترین وبلاگ در بلاگفا
شعرهای دوست داشتنی من(رفیق خوب من)
تربچه دات کام(محمد عزیز)
چت روم برووبچ
رهایی(رها جون)
همیشه مست
غربت پاییز(نگین جونم)
گالری قالب بلاگفا(سیامک جون)
نجات جهان(محمد جواد عزیز)
یه شاخه نیلوفر آبی(پیام جونمممم)
وبلاگ امیر جونممممممممم
الهه ی مرگ(داوود جون)
لاو
دلتنگیهامو نگیر از من(هما جون)
صدای عشق(رضا جونم)
نوشته هاي پيشين
POWERED BY
جدید ترین کد آهنگ ها Amir-b646
< face="Tahoma" style="font-size: 8pt">FreeCod Fall Hafez